جمعه 14 مهر 1391

حسرت بعد از مرگ

   نوشته شده توسط: حبیب شعبانپور شهرستانی    

 

حسرت بعد مرگ

دل در هوای شنیدن دوستت دارم

ساعتها می نشست

تن و چشم ز انتظار خسته می شد ولی

دیده ها به هم نمی بست

چقدر دور شدی از من وقتی تو رفتی

فاصله ها بین ما می نشست

بارها چشم  خیره می ماند و اشک  شتابان

بر گونه ها می نشست

ترا زمزمه می کردم  ندا از جانم  بر می خواست  ولی

به دل تو نمی نشست

چه خوش حالیست دم مرگ  گر صدای  تو به  نوازش

به  گوشم  می نشست

چه خوش احوالیست  دم  مرگ به  هنگام  دیدار  تو

دیده  به هم  می بست

گرتو بودی درآندم  شاید از سرشوق  روحم  از آن عالم

رخت بر نمی بست


یکشنبه 16 مهر 1391 04:15 ب.ظ
بسیار عالی وزیبا سرودهای
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic